تبليغاتX
پالایش معماری ایران
روز ملی معمار
 

سوم اردیبهشت روز بزرگداشت *شیخ بهایی*روز ملی معمار بر شما معماران و معمار دوستان ایران زمین فرخنده و ایدون باد.

 

میدان نقش جهان

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:22  توسط آریانا آربارمن  | 

بهاران ایدون باد

بهار واژه ایست

در امان گه فریاد

گریه ایست

گویای  واگویه ها

اشک شوق پرنده ایست

روی تن نازک گلبرگها

آرزو باید دید

وقت است بشکفد آرزوها

بهار اسم نیست

بهار گفتن ندارد

باور کنید یاران

بهاران لذت بوییدن ندارد

لیک گر ببوسیم دستان تمنا را

شاید بهاران محبت را لایق بداند

شب را به سان ستاره نورانی کن

شک نکن

بهاران مشتاق سبزی من و توست

سبز باید بود

بهار،نهانگه رنگین ذهن من و توست

 

باری دیگر بهار آمد،شمه ی نور،عطر خوش بنفشه ها،بوی نم بهار و باران ،صدای بلبلان آوازه خوان...

 

نوروز این جشن کهن دیارمان،شاهزاده ی خردمند فرهنگ اصیلمان که نموداری از قداست جان و خرد،سبز بودن اندیشه های پاک نیک سرشتان ایرانی و آریایی تباران است و جلگه ی پهن همیشه جاودانِ بهارانِ پراز مهر و مهربانی،این یادواره ی باستان کشور داریوش و جم،سرزمین اهورایی ایران زمین که نمادی یگانه از فرهنگ، تمدن و تاریخی گران،ارزنده و بی همتاست بر شما ایرانیان خردمند،اندیشمند و یکتایان نیکو سرشت، ایدون و فرخنده باد.

امید است که همواره در کنار هم نیک زیستن و ایرانی زیستن را بیش از پیش دریابیم و در چم استواربودنِ ایرانی ،هر یک، نشانی از نوایِ خوشِ مهر به ایران و ایرانی باشیم.

باشد تا ایرانی همچنان سبز بر گستره ی دانش هستی، سربلند و تنومند و استوارتر از هرروز بر جهانیان بدرخشد.

 

ایرانی نیک پیمان:آریانا آریارمن

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:46  توسط آریانا آربارمن  | 

شیوه های هنر و معماری ایران و جهان

 

 

شیوه های هنر و معماری ایران و جهان

هنر و معماری در جهان پهناور اسلام دارای چهار "دبستان" یا شیوه ی بنیادی است. البته شیوه های فرعی دیگری در برخی کشورهای اسلامی مانند اندونزی نیز قابل بررسی است. این چهار شیوه چنین هستند:

1-شیوه ی مصری: این شیوه از معماری کهن مصر ریشه گرفته است و در کشورهای اسلامی شرق آفریقا،مصر،سودان و کشورهای پیرامونی تا حجاز را در بر می گیرد که در آنجا با شیوه ی شامی برخورد می کند.

2-شیوه ی شامی: این شیوه از هنر و معماری بیزانس ریشه گرفته و کشورهای سوریه،فلسطین،لبنان و اردن و بخشی از ترکیه را در بر می گیرد و دارای ویژگی های مشترکی با شیوه ی مصری است. این شیوه در عربستان با شیوه ی مصری هم در آمیخته شد و دستاورد آنها ساختمانهایی است که امروزه در مکه و مدینه دیده می شود.

3-شیوه ی مغربی:که شیوه ای بسیار پیشرفته و چشمگیر است و در برگیرنده ی کشورهای مراکش امروز،الجزایر و جنوب اسپانیا می باشد.

در این شیوه مسلمانان ایرانی سهم بسزایی داشته اند.2 شیوه ی مغربی یکی از شیوه های ارزشمند هنر و معماری اسلامی است. این شیوه بعدها به دو شاخه شد،یکی در شمال آفریقا بر جای ماند و دیگر اندلس پاگرفت. در جنوب اسپانیا،پس از گشایش آن به دست مسلمانان،ساختمانهای ارزشمندی مانند کاخ الحمرا در غرناطه ساخته شد و همه پژوهندگان باور دارند که این شیوه تأثیر بسیاری روی هنر و معماری اروپا داشته است.شاخه ی اندلسی پخته تر از شاخه ی مغربی شد.گرچه هر دو یک خاستگاه داشتند.

4-شیوه ی ایرانی: این شیوه از همه ارزشمندتر و گسترده تر بوده و در برگیرنده ی کشورهای میانرودان(عراق)،ایران،افغانستان،پاکستان،جمهوری های فرارودی (ماورالنهر)ازبکستان،تاجیکستان و... تا هند و اندونزی می باشد و همچنین شیخ نشین های پیرامون خلیج فارس(همچون عمان)و همه سرزمینهایی که ایرانیان در گسترش اسلام در آنها پیشگام بوده اند.

این نوشته درباره ی شیوه ی ایرانی و دگرگونی هایی است که در طول سه یا چهار هزار سال در معماری ایران رخ داده است. (در کتاب سبکشناسی معماری ایرانی نوشته ی زنده یاد دکتر محمد کریم پیرنیا، تلاش شده افزون بر بررسی روش ها و شیوه هایی که معماران ایرانی به کار برده اند،منطق و انگیزه کار آنها و نکات درست و نادرست نیز بررسی شود.

روشن است که پیشرفت فن ساختمان نسبت به شرایط زمانه سنجیده می شود. به گفته ی دیگر،در شرایط ویژه یک دوره با ویژگی های اجتماعی خاص آن و دسترسی به ساختمایه(مصالح)خاص و ...از چه روش هایی بهره گیری شده است و چرا؟ برای نمونه چرا معماران گذشته از عنصر ساختمانی ویژه ای چون گنبد،چنین گسترده بهره گیری می کردند.

سبک شناسی معماری ایرانی در طی شش شیوه بررسی می شود که در طول تاریخ کهن این کشور به گونه ی شگفتی پیوسته به دنبال هم پدیدار شده اند.هر هنری بیشتر بر پایه ی خاستگاه خود خوانده می شد. برای نمونه در شعر،شیوه ی عراقی،شیوه ی خراسانی و... پیدا شده و در قالی بافی هم بافت کاشان،بافت اصفهان و... گفته می شود. در معماری هم می توان این شش سبک را بر پایه ی خاستگاهشان نام گذاری کرد و آنها را چنین نامید:پارسی و پارتی از پیش اسلام،خراسانی،رازی،آذری و اصفهانی از پس از اسلام. در بخش های آینده،این شیوه ها جداگانه بررسی می شود.

 

منبع:سبک شناسی معماری ایران،نوشته ی زنده یاد دکتر محمد کریم پیرنیا.تدوین دکتر غلامحسین معماریان.

 

 

2 نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 23:59  توسط آریانا آربارمن  | 

شب چله این یگانه شب دیرین،یادمان گذشتگان و نیاکان اندیشمند

شب چله این یگانه شب دیرین،یادمان گذشتگان و نیاکان اندیشمند،شب زایش میترا مظهر عهد و پیمان،شب جدال روشنی با تاریکی،تنها شبی که در آن تاریکی می میرد و مهر و سرخی آتش نمایان برپایی و زنده و پایدار ماندن این فرهنگ کهن و با شکوه ایرانی است،بر تمامی شما هموطنان نیکو سرشت و نیکو منش ایران زمین خجسته و ایدون باد.

باشد تا آیین این شب بلند و مهرانگیز کهن و دیرینه را افزونتر فرابگیریم و نگاهبان فرهنگ اصیل ایرانی که همانا قداست جان و خرد می باشد برای آیندگان باشیم.

 

ایرانی نیک پیمان:آریانا آریارمن

 

2 نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:31  توسط آریانا آربارمن  | 

اصول کلاسیک معماری ایران

اصول کلاسیک معماری ایران

هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه های این هنر نمایان شده است.این اصول چنین هستند:مردم واری،پرهیز از بیهودگی،نیارش،خودبسندگی و درون گرایی.

 

مردم واری

مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندامه های انسان و توجه نیازهای او در کار ساختمان سازی است.معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هر جای دیگر.چنانکهآرایش معماری نیز هماره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه ی کار معماری را پی ریخته است.

مردم واری در اندام(فضا)های ساختمان و اجزاء آن چنین نمایان می شود که برای نمونه اتاق سه دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می رود،به اندازه ای است که نیاز یک خانواده را برآورده کند.اجزایی چون درو پنجره،تاقچه،رف و نیز پستویی که برای انبار رختخواب به کار می رفته نیز اندازه هایی مناسب داشتند.

معماری ایرانی افراز(بلندا)درگاه را به اندازه ی بالای مردم می گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه ی دلخواه به درون سرای آورد.

پهنای اتاق خواب به اندازه ی یک بستر بوده و افراز تاقچه و رف به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد.روزن بالای پنجره یا گلجام معمولاً دارای شیشه های رنگی به رنگهای زرد لیمویی و آبی بوده که این شیشه ها را از غرابه های شکسته به دست می آورند.برای جلوگیری گرما به درون،از ارسی(گشاده یا باز)بهره می بردند یا دیوار و آسمانه (سقف)را دو پوسته می ساختند تا لایه ی پنام (عایق) جلوگیر گرما باشد.

اگر خوابگاه ایرانی اندازه ای خرد و در خور گسترش یک یا دو بستر داشته،در برابرش تالار و سفره خانه ای با شکوه و پهناور بوده است.اگر خوابگاه خرد بوده،از آن خداوند خانه بوده و شایسته نبوده بیگانه ای به آن راه یابد،امام تالار،باید که شایسته پذیرایی مهمان گرامی باشد.

 

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده "مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند"(سوره ی مومنون،آیه سوم.)

اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی)و سنگتراشی،پیرایه(آذین)به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته ی خود معماران،"آمود" و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)،پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود،تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و "بِاندام" و مردم وار کرد. اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان،پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی "زیبا" به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.

در زیگورات چغازنبیل از 1250 پیش از میلاد،می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است،و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود،تا بلندی یک گز(هر گز برابر 66/106 سانتیمتر)اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد،به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود.ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی،آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند.کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد،به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد،بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

 

نیارش

واژه ی"نیارش"در معماری گذشته ی ایران بسیار به کار می رفته است.نیارش به دانش ایستایی،فن ساختمان و ساختمایه (مصالح)شناسی گفته می شده است.

معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. "پیمون"،اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده،چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن،پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها،ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت،گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.

 

خود بسندگی

معماران ایرانی تلاش می کردند ساختمایه ی مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به ساختمایه ی جاهای دیگر نباشد و "خودبسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود"سازوارتر" در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید "بوم آورد" یا "ایدری"(اینجایی) باشد. به گفته ی دیگر فرآورده (محصول) همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)،بهترین را از یک کان(معمدن)در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.

معماران ایران تا آنجا که می شد تلاش داشتند ساختمایه ی مرغوب به کار برند و با بهترین گونه ی خاک،گچ،آهک و سنگ کار می کردند.اگر فرآوردن و آماده ساختن آن از همانجا شدنی نبود،از جای دورتر بهره می گرفتند.برای نمونه چون خاک پیرامون شیراز،"ریگ بوم" بود،به کار آجر ساختن نمی خورد،پس خاک رُس بهتر از لار یا از خان خوره(آبادای میان را اصفهان) به دست می آوردند.یا در کناره ی کویر،چون خاک شوره دار بود،آجر خوبی به دست نمی آمد.پس هنگام کار این آجرها را میان چند رج خشت می چیدند و برای از میان بردن شوره ی آنها،دوغابی به نام "فرش آهک" به کار می بردند که با ماسه ی نرم درست می شد.

نمونه ی دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود،در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا "باغچال"یا گودال باغچه در خانه ها بود.برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب،ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد.در تهران،آب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند.در کاشان،زواره و نایین آب زیرگذر بود،برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه ی درختان باغچه در گودی پنهان می شد.معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند.گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد.چون زمین،پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه،در محله ی شارستان یزد،زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن،جنسی به نام"چلو" یا"کرشک" است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت،با همان خاک ساختمان می ساختند.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده ی تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است.ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود.معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.

از چفد مازه دار در زیگورات چغازنبیل و از چفد تیزه دار در سد درودزن شیراز بهره گیری شده است.تاق و گنبد را می شد با خشت که ساختمایه ای ناپایدار است هم ساخت.برای نمونه،آسمانه یخچالهای سنتی،گنبد بستو بوده که با خشت ساخته می شده،چون بسیار کمتر از آجر،گرمای بیرون را از خود می گذراند.این گنبدهای خشتی بسیار هم پایدار بودند.(در زمین لرزه ی طبس،ساختمان های بتنی پیش فشرده ویران شدند،ولی یخچالها که با گنبد کلنبو ساخته شده بودند بر جای ماندند.)

بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.

 

درونگرایی

اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی،باورهای مردم،بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است.

معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا،ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تناه یک هشتی این دو را به هم پیوند می داد.خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک،همچون بهشتی در دل کویر هستند،فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.

سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه ی جدا ویژه ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی جایگاه زندگی خانواده بوده و بیگانگان بدان راه نداشتند،بیرونی،ویژه ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی معمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.

بخش بیرونی،آذین های بیشتری نسبت به اندرونی داشت.معماران حتی در ساختمانهای برونگرا مانند کوشک میان باغ ها،نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند.بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند.اگر این ساختمان ها را در یک میانسرای بزرگ هم بسازند باز هم برونگرا هستند.ولی کوشک باغ دلگشای شیراز با اینکه ساختمانی برونگرا است،ولی در آیگاه(ورودی)غیر مستقیم دارد.

خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود.مانند کردستان،لرستان و شمال ایران ولی در سرزمین ها میانی و گرم و خشک ایران،خانه های درونگرا،پاسخ در خوری برای خشکی هوا،بادهای آزاردهنده،شن های روان و آفتاب تند هستند.

 

منبع: سبک شناسی معماری ایرانی نوشته ی زنده یاد دکتر محمد کریم پیرنیا،تدوین دکتر غلامحسین معماریان.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:38  توسط آریانا آربارمن  | 

برخی از اصول معماری ایران

قسمت سوم

8- راز و ابهام

احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکيل و ترکيب ابنيه ايران مد نظر قرار داشته  و سادگی ترکيبات اين هندسه پايه ولي غنی موجب پيداپيش ساختمان هايي شده است که پيام آن با درک ويژه حسی قابل دريافت است و توام با کليتی است که کمال خود را در منظر و تصويری کامل القا مي نمايد .

9- تعادل موزون / توازن احساس

در ايران به غير از مناطق مرطوب و بارانی شمال و غير از برخی مناطق خاص جنوبی ، با سرزمين نسبتا خشک و گاهي کويری مواجه هستيم که از لحاظ اقليمي دو تمهيد ويژه را مطرح مي کند : يکی حفاظت در برابر گرما و حرارت و ديگری به وجود آوردن خنکی ، جريان هوا ، دريافت آب و حفظ آب.

بسياری از عناصر معماری سنتی شهرهای کويری دليل وجودی خود را در مقابله با يک اقليم سخت بدست مي آورند ؛ همانند گنبد که زمان و سطح تابش آفتاب بر روی آن موجب مي شود که هميشه قسمتی از آن در سايه قرار گيرد و در داخل اين گنبد ، حرارت به صورت گردشی از دريچه فوقانی تخليه و رها شود . نمونه های ديگر شامل ديوارهای ضخيم خشتی يا فضاهايي چون تالار، ايوان ، زير زمين ، سرداب ، بادگير و مانند آن نيز در پيوند ارگانيک با طبيعت همزيستی مسالمت آميز داشته باشد ؟

ايوان، يکی ازعناصر ويژه معماری ايران که فضايي نيمه باز نيمه بسته مي باشد يکی ازتمهيدات عالي اين نوع نگرش وهمزيستی با طبيعت است.غير ازتنظيم منظر درقالب تصويری محاسبه شده،حضور ايوان،روشنايي ميانه(سايه روشن ها) رادربرگرفته و حد رابط بين فضای خارجی و داخلي است که در تعديل و تنظيم کيفيت هوا نيز کاملا موثر است.

جستجوی آبهای زير زمينی و به وجود آمدن شبکه قنات ها به همين منظور ، تامين آب حيات و پاکيزگی جسم و روح بوده است . با آب، درخت و گياه رشد مي کنند. جلوی بادهای شنی و آلودی های مختلف گرفته مي شود و آرامش سايه های طبيعی مهيا مي شود .نعمت آب ودرخت و گياه در منطقه کويری هميشه تمثلي ازبهشت بوده است که جويهای آب آن در چهار سو در حرکت بوده اند . در نتيجه خيلي روشن است که در معماری ايران اين بهشت جای و مکان خاصی داشته باشد و به شکلي مرکزی تمام فضاها را بهره مند نمايد .

پيرو شناسايي برخی ويژگی ها و عناصر تشکيل دهنده شکل و صورت معماری، در راستای تداوم بخشی به اصول طراحی معماری نکات زير قابل ملاحظه مي باشد .

مفاهيم و اصول معماری در طول تاريخ با فرهنگ يک سرزمين انتقال يافته تسری مي يابند.

شکل معماری با تبعیت از ويژگی های محيطی و فلسفي به وجود مي آيد و عامل زمان ، بعلت ماهيت دگرگون سازی ساختار زندگی انسان ، به عنوان رکن اصلي ، فضاهای جديد را شکل مي بخشد .

با توجه به اصل پايداری  مفاهيم جوهری مستتر در هر پديده ، مي توان اصول انسانی مذکور را در سير زمان حفظ نموده و از آن ها به عنوان مفاهيم بنيادی و اساسی به مثابه منبع الهام، استفاده کرد.

در وفاداری به فرهنگ و هنر يک سرزمين ، حفظ و تکرار اشکال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحی و هنر ، نگاه پويا و خلاق از ضرورت های اوليه متقدم به شمار مي آيد . صورت برگردان معنی گذشته لزوما ديگر در روند زندگی فعال کاربرد ندارد و نيازمند ايجاد صور جديد پيرو مفاهيم پايدار است .

معماری ، انتقال دهنده معنی است و نه شکل .

پرداختن به معماری به اصطلاح علمي ، به معنای اين نيست که بايد الزاما از فلسفه علم گرا و عقلانی فرهنگ های بيگانه تقليد کرد .

هنر والا با تقليد سر و کار ندارد و اثری که فاقد پويانی ، نوآوری ، احساس حقيقت و خلاقيت زمان خوپيش باشد بدون شک فاقد اعتبار بوده و به هيچ وجه راه گشا نيست .

شکل تثبيت شده ای برای برگردان مفاهيم فرهنگ وجود ندارد و برای اعتلا و پيشبرد هنر و معماری يک سرزمين ميتوان با بهره جستن از نو آوری هوشمندانه به اين اهداف متعالي نائل آمد.

شکل ، دارای مفاهيم (semiologic) و تمثيلي(symbolic) است و ساختمان ترکيبی عناصر معماری ، نمي تواند خارج از شناخت های فرهنگی به طور انتزاعی و مجرد حرکت نمايد .

تجربه هنر و معماری مدرن (بين المللي) که قطع رابطه بين محيط ، تاريخ و سنت بوده ، نشانه بارزی از يک تجربه شکست خورده است که در آن دو عامل محيط و فرهنگ به نام نوآوری ناديده گرفته شده است .

نشانه و نماد را مي توان در کليه پديده های به وجود آمده و تمدن بشری مشاهده کرد . فلسفه ، ادبيات ، علم ، هنرو... نگاه پويا به عنوان زبان جديدی معماری قادر به استخراج اين علائم است .

معماری دارای دو رکن اصلي فرهنگی و علمي است و هرگاه در سير زمان يکی از ارکان سست و ضعيف گردد ، نتيجه حاصله ناکافي و ناتمام رشد مي نمايد . در اين رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق ، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر دو زمينه از ضروريات پايه اين علم و هنر مي باشد .

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 21:38  توسط آریانا آربارمن  | 

برخی از اصول معماری ایران

قسمت دوم

3- پيوند معماری با طبيعت

 همدلي و احترام به طبيعت ريشه های عميق فرهنگی دارد و هم زيستی مسالمت آميز انسان ، معماری و طبيعت در معماری سنتی ايران کاملا مشهود است . اشارات فراوان در کتاب آسمانی درباره گياه ، نور و اجزای طبيعت و در نهايت تمثيل بهشتی آن موجب شده است که در معماری ايران حضور طبيعت به طور همه جانبه باشد و فضاهای نيمه باز – نيمه بسته در يک روند سلسله مراتبی به نحوی در کنار يکديگر قرار گرفته باشند که گويي هميشه انگيزه احترام و حفظ نعمتهای الهي را پاس مي دارند که در قلب طبيعت و اجزای عناصر آن تجلي کرده است .

6- هندسه

مورد بسيار مهم در درک معماری های شرق ، ايران و تمدن های زير پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامي، نحوه بر خورد با مقوله هندسه در بيان افکار و انديشه ها ست . بدون شک زمان بيان معماری های جهان در هندسه استوار است و از طريق روابط ان مي توان کليت کالبدی را آشکار کرد .

اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بينی فرهنگی  کشور های شرقي است . در هنر و معماری اسلامي هندسه دارای اهميت و مفهوم ويژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حيات مي جويد و تجلي گاه افکار الهي و عقلانی و ادراک جهان هستی است .در هندسه اين سرزمين بحث علم و رشد رياضی اعداد و ترکيبات پيچيده جبر همراه با حس شهودی بوده است و اين دو که تکميل کننده آثار هنری محسوب مي شوند جدايي ناپذيری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن های غنی و در جهان اسلام نشان مي دهند

7- شفافيت و تداوم

نقطه مقابل مفهوم فضای بسته و تمام شده ، مفهوم شفافيت و تداوم قرار دارد و در چنين فضايي ، مسير حرکت انسان و يا نگاه او در تداومي پيوسته صورت مي گيرد ، به طوری که گشاپيش های فضايي در خطوط افقي و عمودی موجب شفافيت (transparency)در لابلای ديوارها و ستون ها مي گردد که دور نما و منظر نهايي در افق لایتناهي و مستهيل مجددا جان و جلوه تازه به خود مي گيرد .

در لابلای بدنه بناهای معماری ايران فضا هيچ گاه با قاطعیت مشخص نمي شود و ابهام ترکيبات پيچيده آن به دليل غنا بخشيدن به منظره ای است که نمي توان آن را در يک قالب محدود و تماميت يافته تفسير کرد . اين فضا حامل پيام ازپديده ای است که پديده ديگری در درون خود دارد و حرکت به سوی آن ، حرکتی به سوی بخش ديگر فضا است با کليت و جامعيتی گسترده .

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 23:21  توسط آریانا آربارمن  | 

برخی از اصول معماری ايرانی

برخی از اصول معماری ايرانی

1- درون گرايی

درون گرايی مفهومي است که به صورت يک اصل در معماری ايران وجود داشته است و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است .

ويژگی معماری غير قابل انکارآثار و ابنيه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا ، حمام و غيره مربوط به خصوصيت درون گرايانه آن است که رپيشه ای عميق در مبانی و اصول اجتماعی – فلسفي اين سرزمين دارد .

با يک ارزيابی ساده مي توان دريافت که در فرهنگ اين نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقيقتی محافظت مي کند و غنای درونی وسربسته آن تعيين کننده جوهر و هستی راستين بنا است و قابل قياس با وجوهات و فضای بيرونی نيست .

درون گرايي در جستجوی حفظ حريم محيطی است که در آن شرايط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خوپيش و يافتن طمانينه خاطر و آرامش اصيل در درون ، به نظمي موزون و متعالي رسيده است .به طور اعم و بر اساس تفکر شرقي و در سرزمينهای اسلامي ؛ جوهر فضا در باطن است و حياط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است .

امر توجه به مسايل درونی بر اساس فرهنگ ، نوع زندگی ، آداب و رسوم و جهان بينی شکل گرفته است که همراه با مسايل مادی ، جغرافيايي ، اقليمي معنای نهايي خود را بدست آورده است . معنايي که از فطرت خود انسان نشات گرفته است .

2- مرکزيت

ويژگی موازی با مساله درون گرايي ، مرکزيت در فضای معماری است . سير تحول عناصر پراکنده (کثرت ها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری

دنيای اسلام به چشم مي خورد . حياط خانه ها ، مساجد ، مدرسه ها و کاروانسرا ها هسته های تشکيل دهنده اين تفکر و رساندن عناصر عملکردی يا جزئيات ميانه و دور به مرکز جمع کننده تنوع ها و گونه گونی ها مي باشند . اين فضای درونی مرکزی که گاه مي تواند چيزی غير از حياط مرکزی باشد تظيم کننده تمام فعاليت ها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنايي در آن رخ مي دهد .

3- انعکاس

در اغلب فضاهای معماری ايران منظره کلي حاصل از شکل گيری عناصر کالبدی ، به وجود آورنده کليتی بصری است که از اجزای آن در قالب محوربندی های حساب شده و منظم ، چهارچوبی را تشکيل مي دهند که در ان شکل و تصوير به کمال مي رسد . اجزای ترکيبی در محورهای افقي و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور دستيابی به مرکزيت ديد  (تصوير ) خط حرکت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان و نور تنظيم مي شود که پيوند معماری ، نور، آسمان و انعکاس را به عنوان نتيجه بصری به دست مي دهد .

انسان در گردش محوری خود به طرف جهاتت مختلف اين کليت فضايي منسجم را حس مي کند که گويای نظام فکری منظمي است که در آن ، مرکزيت فضا و زمين در مرکزيت (توحيد) آشتی دهنده عوامل اتصال زمين و آسمان است .

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 1:39  توسط آریانا آربارمن  | 

خداحافظ استاد
سفر همیشگی استاد محمد باقر آیت الله زاده ی شیرازی بر جامعه ی بزرگ معماری ایران تسلیت باد.
2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 3:11  توسط آریانا آربارمن  | 

درگذشت مادر

 عصر چهارشنبه ي گذشته مادرم به ديار باقي شتافت ، لحظه ايي سکوت براي آن عزيز از دست رفته موجب رحمت خداوند بر روحش مي گردد که از شما عزيز بزرگوار صميمانه اين درخواست را خواستارم. با سپاس فراوان (آريانا فرزندي که قدر مادرش را ندانست)

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:10  توسط آریانا آربارمن  |